رضایتمندی زناشویی و خود کشی
ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ امرداد ،۱۳٩۱ : توسط : ولی پیری

بسمه تعالی

بررسی مقایسه ای ویژگی های جمعیت شناختی و رضایتمندی زتاشویی در افراد خودکش و غیر خودکش در شهرستان دره شهر .

*ولی پیری

**صالح ایدی

چکیده : هدف از پژوهش حاضر مقایسه رضایتمندی زناشویی بین افراد اقدام کننده به خود کشی و غیر اقدام کننده در شهرستان دره شهر می باشد نمونه آماری شامل 100 نفر خودکش ( 50 زن و 50 مرد ) و 100 نفر غیر خودکش (50 زن و 50 مرد ) که به صورت تصادفی انتخاب گردیدند . در این پژوهش از پرسشنامه 49 گزینه ای رضایت زناشویی که توسط صالحی خوردی در مشهد تهیه شده استفاده گردیده است . همچنین برای ویژگی های جمعیت شناختی از پر سشنامه محقق ساخته استفاده گردید  سپس داده ها با استفاده از روشهای آماری توصیفی و روش آماری تی مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. بین تاهل ، وضعیت تحصیلی و وضعیت شغلی دو کروه تفاوت معنی داری وجود دارد . بین جذابیت زناشویی در دو گروه تفاوت معنی داری وجود دارد . به این معنی که افراد خودکش به طور معنی داری از جذابیت زناشویی کمتری نسبت به گروه غیر خودکش دارند . از لحاظ تفاهم نیز بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود دارد . در متغیر طرز طلقی هم بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود دارد .چناکه دو گروه از لحاظ سرمایه گذاری عاطفی در زندگی زناشویی تفاوت معنی داری از الحاظ آماری با هم دارند .

کلید واژه ها: رضایتمندی زناشویی ، خودکش ، غیر خودکش ، دره شهر

* کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی و مدرس دانشگاه.

** صالح ایدی کارشناس ارشد روانشناسی بالینی

مقدمه :

یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی خانواده است . خانواده در بین نهادهای اجتماعی بهترین مکان برای تربیت جسم و روان می باشد . خانواده نه تنها محیطی است که فرد را از لحاظ اجتماعی حمایت و پشتیبانی می کند بلکه کانون اخلاق و مهد عواطف و علائق انسانهاست .کانون دوستی و یگانگی مرد و زن و بهترین جایگاه برای اتفاق و اتحاد بر اساس صمیمیت خانواده می باشد همچنین خانواده به وجود آورنده زندگی با دوام جسمانی ، روانی و اخلاقی می باشد . در طول زندگی مشترک، متغیر‌های گوناگونی بر نحوة ارتباط زوجین با یکدیگر تأثیر می‌گذارند و این متغیرها رضایت یا عدم رضایت زن و شوهر را از روابط زناشویی به همراه دارند؛ برخی از این متغیرها شامل درآمد و اشتغال، فرزندان، بیماری و رضایتمندی جنسی می‌باشد. یکی از تهدیدات پیش رو خانواده ها  خودکشی بعضی از افراد خانواده و در مواردی یکی از طرفین قرارداد ازدواج می باشد . نظر نویسندگان درباره عوامل اجتماعى در خودکشى به نقش واقعیت‏هاى اجتماعى در این زمینه از قبیل میزان طلاق، وضعیت زناشوئى، وجود یا عدم وجود دوستان نزدیک، از دست دادن نقطه اتکا و احساس گناه غیر قابل تحمل معطوف است) لاله،1378).

بیان مساله

خانواده از ارکان عمده و نهادهای اصلی هر جامعه و یکی از طبیعی ترین گروهایی است که می تواند نیازهای مادی ، عاطفی ، تکاملی و معنوی انسانها را بر طرف نماید .این واحد اجتماعی کانون صمیمانه ترین روابط و تعاملات بین فردی است . یکی از مشکلات پبش روی خانواده های امروز  خودکشی بعضی از اعضاء خانواده بویژه یکی از زوجین می باشد که به تبع آن حال و هوای خانواده تحت تاثیر قرار خواهد گرفت . یکی از علتهای مرگ و میر در دنیای امروز که به دست خود انسان حادث می شود خودکشی است.بالا رفتن میزان خودکشی در طی دههای اخیر و همچنین به کار بردن شیوه های دردناک خود و تاسف برانگیز و خشن خودسوزی بویژه در میان قشر جوان و بخصوص متاهل به عنوان یک معضل اجتماعی اذهان زیادی را به خود مشغول کرده است.در کشور ایران استان ایلام جزء استانهایی است که میزان بالای خودکشی دارد که در سال 83 از این لحاظ رتبه ی اول را به خود اختصاص داده است. اما در شهرستان دره شهر که منطقه ی تحت بررسی ماست آمار میزان خودکشی در حد بالایی است. بنابراین یکی از علتهای انتخاب موضوع و مسئله ی محقق در واقع بالا میزان خودکشی شهرستان دره شهر نسبت به میزان متوسط استان می باشد که محقق در این تحقیق به دنبال نقش رضایت زناشویی در پدیده خودکشی می باشد لذا برای این کار محقق به دنبال تفاوت رضایتمندی زناشویی در دو گروه افراد اقدام کننده به خودکشی و غیر اقدام کننده به خود کشی می باشد . بنابراین محقق در این پژوهش اهداف زیر را پیگیری می نماید .  

هدف اصلى: بررسی میزان رضایت زناشویی در افراد اقدام کننده به خود کشی و غیر اقدام کننده به خودکشی در شهرستان دره شهر

 اهداف فرعى:

 الف) بررسی تفاوت بین افراد اقدام کننده و غیراقدام به خود کشی از لحاظ تفاهم در زندگی زناشویی

ب)  بررسی تفاوت بین افراد اقدام کننده و غیراقدام به خود کشی از سرمایه گذاری عاطفی در زندگی زناشویی .

ج)  بررسی تفاوت بین افراد اقدام کننده و غیراقدام به خود کشی از جذابیت  در زندگی زناشویی .

د)  بررسی تفاوت بین افراد اقدام کننده و غیراقدام به خود کشی از طرزطلقی در زندگی زناشویی .

 نظریه های جامعه شناختی خودکشی: از نظر جامعه شناختی خود بیش از آنکه یک پدیده فردی باشد یک پدیده فرهنگی، اجتماعی است و یا به عبارت بهتر یک آسیب اجتماعی است و دلایل آن را باید در ساختار و مناسبات اجتماعی جستوجو کرد. با توجه به ارتباط تنگاتنگی که بین فرد و جامعه وجود دارد که ساخت وروابط اجتماعی بر افراد تاثیر می گذارد و در واقع رفتارهای فرد بازتابی از ساختار و مناسبات اجتماعی هر جامعه است. عوامل مهم مؤثر بر خودکشی را می توان به شرح زیر ارائه داد: 1- عوامل فرهنگی 2- عوامل اقتصادی 3-عوامل اجتماعی و... امیل دورکیم خودکشی را به چهار دسته تقسیم می کند:

1-  خودکشی خودخواهانه[1] : هرگاه انسان از جامعه اش بر کنار افتد وبه امیال شخص اش واگذار شود او برای خودکشی خودخواهانه آمادگی میابد . 2-خودکشی دیگرخواهانه: به مواردی راجع است که جودکشی بر اثر شدت عمل مکانیسم تنظیم رفتار صورت می گیرد ونه ضعف آن 3-خودکشی تقدیرگرایانه: این نوع خودکشی بر عکس آنومی ناشی از تحمیل بیش از حد هنجارها و قوانین بر فرد است . 4- خودکشی آنومی: این نوع خودکشی ار گسیختگی بیش از حد هنجارهای جامعه و بی بند و باری روی می دهد .

 نظریه های روانشناسی خودکشی:  در این نظریات نقش فرد در تصمیم گیری برای خودکشی مورد تایید قرار می گیردو به طور کلی به عوامل روانی و فردی توجه دارند در روانشناسی برای اولین بار توسط زیگموند- فروید در ائخر قرن نوزدهم این موضوع (خودکشی) به دین صورت تشریح شد به طور کلی نظریه های روانشناسی مربوط به خودکشی را می توان به سه گروه تقسیم کرد  دسته ی اول: گروهی از نظریه پردازان روانشناسی، عامل رفتار (فرد) را بیشتر مورد توجه قرار می دهند که رفتار ادمی را نه عوامل بیرونی بلکه عوامل درونی تعیین می کنند و از همین رو است که بسیاری از مردم در برابر مشکلات فردی و اجتماعی با صبوری و مقاومت آنها را تحمل می کنند و برخی ناتوان از تحمل آنها دست به خودکشی می زنند این دیدگاه متعلق به نظریه پردازان روانکاوی است که از جمله می توان به فروید، سالیوان، لایتمن و کارل مینگز نام برد . دسته ی دوم: گروهی از این نظریه ها به محیط با وضعیت رفتار توجه دارند و معتقدند کسانی که خودکشی می کنند افراد بخصوصی نیستند بلکه انسانهایی هستند که ذر محیط یا وضعیت نابسامانی قرار گرفته اند و هر کس در چنین وضعیتی قرار گیرد این گونه رفتار را از خود نشان خواهد داد. از جمله اندیشمندان این دسته از نظریه پردازان روانشناسی که نقطه ی مقابل دیدگاه روانکاوی است، کلاراتامپسون می باشد او بر خلاف فروید معتقد است که خودکشی وتجاوز به دیگران مربوط به ناکامی های زندگی هستند و از روابط میان اشخاص بر می خیزد . دسته ی سوم: گروهی دیگر از نظریه های روانشناسی هم به عامل رفتار (فرد) و هم به وضعیت رفتار (محیط) توجه دارند و معتقدند که نوع رفتار هر فرد حاصل کنش متقابل میان عامل رفتار و وضعیت رفتار است به این صورت کژ رفتاری نه به صورت ناگهانی بلکه در طول زمان و به تدریجی شکل می گیرد این نظریه ها بیشتر مربوط به دیدگاه روانشناسی اجتماعی است که در بررسی علل خودکشی، عوامل اجتماعی و روانی را در ارتباط با یکدیگر مورد توجه قرار می دهند( شرفخانی ، 1387)   الیوت[2] و روسو[3](1996، به نقل از کاپلان وسادوک ، 1998) به منظور شناسایى عوامل مرتبط با اقدام به خودکشى جدى، 65 بیمار بسترى اقدام کننده به خودکشى را با 32 اقدام کننده سرپایى مورد مقایسه قرار دادند. نتایج نشان داد که افراد بسترى اقدام کننده از مواد ایجاد کننده اختلال خلقى استفاده بیشترى مى‏نمایند در حالى که گروه غیر بسترى تعداد موارد اقدام به خودکشى، سوء استفاده جسمى و جنسى، وجود رویدادهاى آسیب‏رسان زندگى، اختلال شخصیت مرزى و اختلال دوقطبى بیشترى داشتند.

  نتایج تحقیق دیگرى که در شهر اصفهان انجام گردیده نشان مى‏دهد که 200 مورد اقدام به خودکشى نسبت زنان به مردان بیشتر بوده و در بین  گروه سنى 12 تا 24 شایعتر بوده و در 30 درصد آنها افسردگى و در 29 درصد سابقه  اقدام قبلى گزارش شده است. علل ذکر شده براى اقدام در این تحقیق مشکلات مربوط به ازدواج و اختلافات خانوادگى بوده است(حسن زاده و همکاران 1363، به نقل از قیچاق 1375).  درنهایت مى‏توان گفت خودکشى رفتارى پیچیده و چند عاملى است که بنظر مى‏رسد با پدیده‏هاى از قبیل بیمارى روانى به خصوص افسردگى،  اعتیاد به الکل، اسکیزفرینا، اختلالات شخصیت، ژنتیک، مسائل زیست شناسى و سطح اقتصادى اجتماعى در ارتباط مى‏باشد(زاکرکیس،1998 ؛  کالگران[4]،1998) تأکید دارد که میزان اقدام به خودکشى در بین افرادى که داراى اختلال شخصیت هستند هفت برابر جمعیت عادى مى‏باشند.

رضامندى زناشوئى و MCMI

ازدواج رابطه‌ای است که شخص با انتخاب وارد آن می‌شود و تقریباً نیم قرن در این رابطه خواهد ماند. زن و مردی که با هم ازدواج می‌کنند، باید بتوانند خود را با نیم قرن تحولات اجتماعی و رشد و تغییرات متقابل یکدیگر تطبیق دهند؛ در غیر این صورت، به احتمال زیاد رابطه زناشویی آنها دچار مشکل خواهد شد.در طول زندگی مشترک، متغیر‌های گوناگونی بر نحوة ارتباط زوجین با یکدیگر تأثیر می‌گذارند و این متغیرها رضایت یا عدم رضایت زن و شوهر را از روابط زناشویی به همراه دارند؛ برخی از این متغیرها شامل درآمد و اشتغال، فرزندان، بیماری و رضایتمندی جنسی می‌باشد.

رضایتمندی زناشویی را نمی‌توان صرفاً بر اساس فشارهای روانی بیرونی تبیین کرد؛ زیرا تمامی ازدواجها دست کم با چند فشار روانی مواجه هستند. در بسیاری از خانواده‌ها، فقر، تعدّد فرزندان و بیماری وجود داشته، اما در عین حال، ‌موفق هستند و بسیاری از ازدواجهایی که هیچ کدام از این موارد در آنها وجود نداشته، به شکست منتهی شده‌ است. تفاوت ازدواجهای شادکام و ناشاد را حداقل تا حدودی می‌بایست در پرتو شیوه‌ای تبیین کرد که طرفین به فشار روانی پاسخ می‌دهند و یا با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. رضایت زناشویی را می توان در چهار مقوله : جاذبه ، تفاهم ، طرز طلقی و سرمایه گذاری عاطفی مورد بررسی قرار داد.

1-      جاذبه : مطابق تعریف فرهنگ روانشناسی جاذبه عبارت است از الف) جنبه ای از یک شیء فعالیت یا شخص که بر انگیزاننده پاسخ های نزدیکی در دیگران باشد .ب) تمایل برای نزدیک شدن به یک شیئ فعالیت یا شخص .

بعد اول به وجود یک ویژگی در یک موضوع مطلوب و بعد دوم به وجود یک ویژگی در فرد متمایل اشاره دارد . بدیهی است که هرگونه تحلیلی در مورد روانشناختی جاذبه باید با در نظر گرفتن هر دو جنبه مذکور انجام شود .با توجه به تعریف مذکور می توان ابعاد جذاب زیادی را در آدمی برشمرد . با وجود این ، در ارتباط با زناشویی این جاذبه ها عمدتاٌ به جاذبه جنسی و بدنی تقسیم شده است .

2-      تفاهم : مطابق تعریف فرهنگ روانشناسی تفاهم به طور کلی ، عبارت است از : ارتباطی مبتنی بر پذیرش دو سویه ، راحت ، بدون تنش و دغدغه خاطر که بین دو نفر برقرار می شود ؛ بدین ترتیب ، کاربرد اصطلاح آن طور که متداول است صرفاٌ به محدوده روانشناسی بالینی و رابطه خاص درمانگر درمانجو محدود نمی شود و در محدوده روابط خانوادگی نیز جای خود را پیدا کرده است .

3-      طرز طلقی : طرز طلقی یا نگرش را می توان نوعی سوگیری عاطفی درونی دانست که عمل یک فرد را تبیین می کند در اصل این تعریف در برگیرنده قصد و نیت فرد می باشد ، اما در حال حاضر چهار مولفه عاطفی را برای آن در نظر می گیرند .مولفه شناختی (عقیده و باور هوشیارانه ) عاطفی (بار هیجان یا احساس ) ارزشیابی (مثبت یا منفی ) رفتاری (آمادگی فرد برای عمل ) . در یک تعریف سادهتر طرزطلقی را می توان یک گرایش پاسخی دانست .

4-               راسبالت معتقد است بدون در نظر گرفتن میزان سرمایه گذاری فرد در یک رابطه ، شناخت صحیح آن رابطه امکان پذیر نیست . طبق این نظریه ، تعهد افراد در یک رابطه به میزان رضایت آنان بر حسب پاداشها ، هزینه ها وسطوح مقایسه ( نتیجه ای که از این تلاشها در کوتاه مدت یا بلندمدت برای هر کدام حاصل می شود ) بستگی دارد . از سویی دیگر سرمایه گذاری را می توان شکلی از رفتار مقابله ای دانست . یعنی مقابله به مثل کردن هنگامی که رفتار طرف مقابل پاداش دهنده است و خودداری از انجام عمل متقابل ، هنگامی که رفتار طرف وی پاداش دهنده نیست .

در زمینه علل همسازی و ناهمسازی زوجین ، دیدگاهای مختلفی وجود دارد که هر کدام از این دیدگاها سعی در تبیین ابعادی از این مسئله دارند . اشترنبرگ (1986 ؛ به نقل از ایزنک ، 2000 ؛ نقل از رضازاده ،1385 ) یک نظریه سه مجهی ارائه کرده است که شامل صمیمیت ، شور وشوق و تصمیم یا تعهد است . بسیاری از روابط عاشقانه فقط شامل یک یا دو جزء است در حالی که برای همسازی وجود هر سه بعد لازم است . نظریه مبادله اجتماعی ( لوینگر ، 1976 ؛ به نقل از آیزنگ ،2000 ؛ نقل از رضازاده ،1385 ). به برجسته ساختی عوامل اجتماعی در مسئله همسازی و ناهمسازی زوجین پرداخته است . نظریه عمل متقابل (لیدر و جکسون ، 1968 ، به نقل از گاتمن ، 1998) به نقش مبادله های مثبت و منفی در ازدواجهای موءفق و نا موفق می پردازد . دیدگاه شناختی خرسندی و ناخرسندی زوجین را به شیوه های تفکر متفاوت آنها نسبت به اعمال و رفتار همسرشان نسبت می دهد ( گاتمن ،1998)  

  نظر نویسندگان درباره عوامل اجتماعى در خودکشى به نقش واقعیت‏هاى اجتماعى در این زمینه از قبیل میزان طلاق، وضعیت زناشوئى، وجود یا عدم وجود دوستان نزدیک، از دست دادن نقطه اتکا و احساس گناه غیر قابل تحمل معطوف است لاله،) 1378).

    السون و گریگ (1995؛به نقل ازموسوی ،1387 ). 75 زن و 70 مرد را که خواهان زوج درمانى بودند مورد بررسى قرار دادندتحلیل خوشه‏اى نتایج بدست آمده، از طریق آزمون MCMIII نشان دهنده چهار نوع نیم رخ است که به نظر مى‏رسد با مشکلات زناشوئى در ارتباط باشند.

 1- خودشیفتگى / پرخاشگرى / نمایشى : این افراد در ارتباط با همسر بر کنترل افراطى وى تأکید دارند.

 2- منفى گرائى / پرخاشگرى / خودشکنى / مرزى:  مى‏توان انتظار داشت که این افراد در ارتباط با همسر یک رابطه متعارض و استبدادى را شکل دهند.

 3- اجتنابى / اسکیزوئید  4- وابستگى / وسواس : السون و کاریک بر این عقیده هستند که دو گروه اخیر در رابطه زناشوئى معمولاً نقش نابسندى را بازى مى‏کنند.

    داوتون(1994) (135) در کارهاى خود که در زمینه رضامندى زناشوئى و ارتباط آن با اختلالات شخصیت انجام داده، بر ارتباط بین ساختار شخصیت مرزى و سوء استفاده از همسر تاکید دارد.

 هاستینگ(1998؛به نقل از پور محمد رضا تجریشی ، 1386). در تحقیق خود که با استفاده از آزمون MCMII بر روى مسئله سوء استفاده از همسر انجام داده به سه نیم رخ خالص دست یافته. 1- مرزى / اسکیزوئید 2- خودشیفتگى 3- وابستگى.

روش تحقیق

با توجه به مسئله و فرضیات مطرح شده این بررسى یک تحقیق پس رویدادى و از نوع على مقایسه ای ‏است که با هدف مشخص کردن رضایتمندی زناشویی افراد اقدام کننده و مقایسه آن رضایتمندی زناشویی افراد غیر اقدام کننده صورت مى‏گیرد.

فرضیه های تحقیق:

  بین افراد اقدام کننده و غیراقدام به خود کشی از لحاظ تفاهم در زندگی زناشویی تفاوت معنی داری وجود دارد .

 بین افراد اقدام کننده و غیراقدام به خود کشی از سرمایه گذاری عاطفی در زندگی زناشویی تفاوت معنی داری وجود دارد .

  بین افراد اقدام کننده و غیراقدام به خود کشی از جذابیت  در زندگی زناشویی تفاوت معنی داری وجود دارد .

  بین افراد اقدام کننده و غیراقدام به خود کشی از طرزطلقی در زندگی زناشویی تفاوت معنی داری وجود دارد .

 جامعه آماری و نمونه گیری و شیوه اجرا: این تحقیق در سطح مناطق شهرى و روستائى شهرستان دره شهر با جمعیتى بالغ بر 57 هزار نفر واقع در استان ایلام صورت گرفته که از بین این جمعیت بطور تصادفى صد نفر اقدام کننده به خودکشى و 100 نفر غیر اقدام کننده به صورت همسان سازی انتخاب گردیده‏اند. به اینگونه که پس از انتخاب تصادفی افراد اقدام کننده به خودکشی از بین جمعیت عادی نیز افرادی که با گروه از لحاظ وضعیت مالی ، محل سکونت ، وضعیت اشتغال ، و ........همسان بودند انتخاب گردیدند .

    ابزار اندازه‏گیرى

     در این تحقیق به منظور  پاسخ دادن به فرضیه‏هاى مطرح شده از پرسشنامه رضامندى زناشوئى  صالحی خوردی برای مقایسه رضایتمندی زناشویی افراد اقدام کننده به خودکشی و غیر اقدام کننده  استفاده شده است

پرسشنامه رضامندى زناشوئى: این پرسشنامه توسط جواد صالحى خوردى تدوین و بر روى نمونه‏اى از دانشجویان دانشگاه فردوسى مشهد هنجاریابى گردیده. این پرسشنامه شامل 49 گزینه مى‏باشد که هر گزینه داراى 4 پاسخ مى‏باشد: در پژو هش حاضر با استفاده از آلفای کرونباخ آلفای  73/0 بدست آمد .

    الف) مخالفم   ب) تاحدودى موافقم  ج) تا حدود زیادى موافقم  و) کاملاً موافقم

    به کمک این پرسشنامه مى‏توان 4 جنبه اصلى رضامندى زناشوئى را سنجید:

 الف) جاذبه  ب) تفاهم  ج) طرز تلقى  د) سرمایه‏گذارى

روش تحلیل داده‏ها

    براى تحلیل داده‏هاى این تحقیق از از آماره های توصیفی برای توصیف دادهها و از روش آماری آزمون تی مستقل  برای مقایسه گروههای آماری استفاده شده است .  تمام محاسبات فوق توسط کامپیوتر و به کمک برنامه آمارى SPSS-9 و اکسل 2000 صورت گرفته است.

تحلیل داده ها : پس از تحلیل آماری داده ها در مورد ابعاد رضایت زناشویی در گروه افرد اقدام کننده و غیر اقدام کننده به خودکشی نتایج بصورت نمودار و جدول به شرح زیر ارائه می گردد .

 

 

 

 

 

نمودارهاى 1 تا 4 ویژگى‏هاى جمعیتى دو گروه اقدام کننده و غیر اقدام‏کننده را به تفکیک نشان مى‏دهد

 

. نمودار 1 گویاى آن است که بین دو گروه اقدام کننده و غیر اقدام‏کننده به لحاظ سنى تفاوت وجود ندارد و بطور تقریبى میانگین سنى هر دو گروه 5/24 سال مى‏باشد. اما به لحاظ تفکیک جنسیت بالاترین میانگین مربوط به مردان غیر اقدام‏کننده مى‏باشد.

 

نمودار شماره 2 نشان مى‏دهد که با افزایش میزان تحصیلات از تعداد افراد اقدام‏کننده کاسته شده به گونه‏اى که در مقطع بالاتر از لیسانس هیچ اقدام‏کننده‏اى وجود ندارد.

 

 

نمودار شماره 3 نشان مى‏دهد که تجرد در بین مردان اقدام‏کننده از همه گروه‏ها بیشتر است. و در مقایسه بین زنان اقدام‏کننده با زنان غیراقدام‏کننده، زنان اقدام‏کننده فراوانی بیشتری را به خود اختصاص داده اند  هستند. به این ترتیب در جمعیت مورد مطالعه مردان مجرد از مردان متاهل بیشتر اقدام به خودکشى داشته‏اند.

 

 نمودار شماره 4 نشان دهنده آن است که میزان بى‏کارى در بین افراد اقدام‏کننده بیش از افراد غیر اقدام‏کننده مى‏باشد.

جدول شماره 2 آزمون خی دو برای تعین معنی داری وضعیت تاهل ، تحصیلی و شغلی دو گروه اقدام کننده  وغیر اقدام کننده

 

 

مجذور خی

df

سطح معنی داری

وضعیت تاهل

344/26

1

000/0*

وضعیت تحصیلی

161/299

4

000/0*

وضعیت شغلی

301/58

1

000/0*

نتایج آزمون خی دو گویای آن است که به لحاظ تاهل ، میزان تحصیلات و وضعیت شغلی بین دو گروه اقدام کننده و غیر اقدام کننده تفاوت معنی داری وجود دارد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول شماره 2 آزمون t  برای مقایسه میزان رضایت زناشویی در دو گرو اقدام کننده به خودکشی و غیراقدام کنند

  

 

گروه

تعداد

میانگین

df

t

معنی داری

 

جذابیت

اقدام کننده

غیر اقداکننده

 

 

17

26

71/22

88/29

41

8/2

005/0*

 

تفاهم

اقدام کننده

غیر اقداکننده

 

17

26

19

5/24

41

2/2

025/0*

 

طرز طلقی

اقدام کننده

غیر اقداکننده

 

17

26

2/19

5/24

41

6/2

01/0*

 

سرمایه گذاری عاطفی

اقدام کننده

غیر اقداکنند  ه

 

 

17

26

3/21

4/26

 

41

2/2

025/0*

 

کل

اقدام کننده

غیر اقداکنند        ه

 

17

26

2/82

53/106

41

66/2

01/0*

 

 

برای آزمون فرض های تحقیق که مبین تفاوت متغیرهای (جذابیت ، تفاهم ، طرز طلقی و سرمایه گذاری عاطفی) در دو گروه خودکش و غیر خودکش است استقاده کرده ایم . همانطور که در جدول  و شماره 2 می بینیم در  جذابیت، بین دو کروه خودکش و غیر خودکش که مبین تاثیر رابطه مثبت حمایت اطلاعاتی با افکار خودکشی است به این معنی که هر چه حمایت اطلاعاتی بالاتر میزان افکار خودکشی کمتر است .بنابراین فرض ما که مبین تاثیر متغیر حمایت اطلاعاتی بر متغیر وابسته افکار خودکشی در سطح 01/0تایید شده است همچنین بین حمایت عاطفی و افکار خودکشی ضریب همبستگی 194/. می باشد که مبین تاثیر رابطه مثبت حمایت اطلاعاتی با افکار خودکشی است به این معنی که هر چه حمایت عاطفی بالاتر میزان افکار خودکشی کمتر است .بنابراین فرض ما که مبین تاثیر متغیر حمایت اطلاعاتی بر متغیر وابسته افکار خودکشی در سطح 01/0تایید شده است.

همچنین بین حمایت اجتماعی و افکار خودکشی ضریب همبستگی 205/. می باشد که مبین تاثیر رابطه مثبت حمایت اجتماعی با افکار خودکشی است به این معنی که هر چه حمایت اجتماعی بالاتر میزان افکار خودکشی کمتر است .بنابراین فرض ما که مبین تاثیر متغیر حمایت اجتماعی بر متغیر وابسته افکار خودکشی در سطح 01/0تایید شده است.

 

همانطور که در نمودار فق مشاهده می شود در تمامی مولفه های رضایتمندی زناشویی افراد غیر اقدام کننده به خودکشی نمره بلاتری نسبت به گروه اقدام کننده به خودکشی کسب نموده اند . به نظر می رسد که رضایت زناشویی در افرادغیر اقدام کننده به خودکشی به طور چشمگیری بالاتر است .

 

بحث و نتیجه گیری: بالا رفتن میزان خودکشی در طی دههای اخیر و همچنین به کار بردن شیوه های دردناک خود و تاسف برانگیز و خشن خودسوزی بویژه در میان قشر جوان و بخصوص متاهل به عنوان یک معضل اجتماعی اذهان زیادی را به خود مشغول کرده است.در کشور ایران استان ایلام جزء استانهایی است که میزان بالای خودکشی دارد که در سال 83 از این لحاظ رتبه ی اول را به خود اختصاص داده است. اما در شهرستان دره شهر که منطقه ی تحت بررسی ماست آمار میزان خودکشی در حد بالایی است. بنابراین یکی از علتهای انتخاب موضوع و مسئله ی محقق در واقع بالا میزان خودکشی شهرستان دره شهر نسبت به میزان متوسط استان می باشد که محقق در این تحقیق از بین علل احتمالی خودکشی به دنبال نقش رضایت زناشویی در پدیده خودکشی می باشد لذا برای این کار محقق به دنبال تفاوت رضایتمندی زناشویی در دو گروه افراد اقدام کننده به خودکشی و غیر اقدام کننده به خود کشی است. بنابراین محقق در این پژوهش اهداف زیر را پیگیری می نماید . برای این کار  چهار مولفه رضایتمندی زناشویی را شامل جذابیت ، تفاهم ، طرز طلقی و سرمایه گذاری عاطفی در دو گروه اقدام کننده به خودکشی و غیر اقدام کننده مورد بررسی قرار دادیم نتایج نشان دادکه بین افراد خودکشی کننده و غیر خودکشی کننده از لحاظ چذابیت زناشویی تفاوت معنی داری وجود دارد . به این معنی که افراد اقدام کننده به خودکشی از جذابیت زناشویی کمتری نسبت به افراد غیر اقدام کننده به خودکشی برخوردار هستند . واین خود نشان دهنده این است که وجود جذابیت زوجیین برای همدیگر می تواند عاملی برای پیشگیری از خودکشی باشد . در رابطه با وجود تفاهم زناشویی در دو گروه نتایج حاکی از آ« است که بین افراد خودکش و غیر خودکش از لحاظ آماری تفاوت معنی داری وجود دارد. به این معنی که افراداقدام کننده به خودکشی از تفاهم کمتری نسبت به افرادغیر اقدام کننده به خودکشی برخوردار هستند . بر کسی پوشیده نیست که هنگامی بین زوجین تفاهم خوبی وجود داشته باشد صمیمیت و همدلی نیز به ارمغان خواهد آمد و در چنین حالتی زندگی با معنی تر و جذاب تر خواهد شد و زوجین کمتر دچار نا امیدی و یاس در زندگی می شوند . و این خود می تواند مانعی برای تفکر به نیستی و مرگ شود . ودر نقطه مقابل این وضعیت یعنی عدم وجود تفاهم ، امید و لذت برای ماندن احتمالا کمتر خواهد بود . همچنین نتایج نشان داد که بین دو گروه اقدام کننده و غیر اقدام کننده از لحاظ طرز طلقی در زندگی زناشویی تفاوت معنی داری وجود دارد . سرمایه گذاری عاطفی زوجین در دو گروه نیز مورد بررسی قرار گرفت که نتایج نشان داد بین افرادخودکش و غیر خودکش از لحاظ آماری تفاوت معنی داری وجود دارد و افراد افدام کننده به خودکشی نسبت به افراد غیر اقدام کننده به خودکشی به طور معنی داری در زندگی زناشویی از لحاظ عاطفی سرمایه گذاری می کنند . و از لحاظ کلی افرادخودکش در زندگی زناشویی به طور معنی داری از رضایت زناشویی کمتری نسبت به افراد غیر خودکش بهره مند هستند .و افرادغیر خودکش رضایت زناشویی بالا تری از خود نشان دادند .  لذا با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که برخوردار بودن زوجین از رضایت زناشویی می تواند کاهش دهنده خودکشی در جامعه مورد تحقیق باشد .

 

   

  منابع فارسى

 -انیسی ، جعفر و همکاران (1385) . بررسی شیوع افکار خودکشی و عوامل مرتبط با آن در میان سربازان ، طب نظامی ،سال 8 ؛ (2) .

  پور محمد رضای تجریشی،معصومه و دیگران (1386)،ارتباط بین فعالت های سیتم مغزی-رفتاری،حمایت اجتماعی و افسردگی،فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی،سال هفتم، شماره 26،صص223-246.

بخشی پور رودسری،عباس و همکاران(1384)،برسی رابطه میان رضایت از زندگی -،حمایت اجتماعی با سلامت روان در دانشجویان.فصلنامه اصول بهداشت روانی، سال هفتم،شماره 27و28 صص 152-145.

 حسینى، ابراهیم (1378). بررسى طیف اقدام به خودکشى و نقش متغیرهاى همه گیرشناسى و روان شناختى در آن. فصلنامه اصول بهداشت روانى، 221 - 198 _4.

کاپلان و سادوک (1379). خلاصه روانپزشکى جلد دوم و سوم مترجم نصر الله پور افکارى، (. تهران: شهر آب.

- قیچیان، على  _1379 23دى. خودکشى در ایلام همچنان بصورت یک آسیب اجتماعى مطرح است. پیک ایلام، ص 3.

- دور کیهم، امیل (1378). خودکشى مترجم نادر سالار زاده امیرى،. تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبایى. )تاریخ انتشار اثر بزبان اصلى 1898.

دلاور، على (1379). احتمالات و آمار کاربردى در روانشناسى و علوم تربیتى. تهران: رشد.

رضازاده ،سید محمدرضا و همکاران (1385) رابطه سبکهای دلبستگی و همسازی زناشویی در دانشجویان ، سال دهم شماره 1 ص 458- 469 .

 لاله، محمود (1378) مرگ قابل پیشگیرى. تهران: اورنج.

موسوی ، سید غفور و همکاران (1387).بررسی فراوانی نسبی افکار خودکشی در دانشجویان ،مجله پژوهشی حکیم ،دوره یازدهم ،شماره سوم

. منابع لاتین

 - Galo.JM.Sanchez.R.(2003) prevalence and factors associated wit suicidal thinking among university students Rev Salud publica (Bogota) 5(2): 123-43 . -   Kaplan, H.I.; Sadock, B.J.(1998). Handbook Of Clinical Psychiatry )2nd ed(. Newyork, Williams & Wilkins

- Gottman.J.M . (1999).Adalt Romantic attachment and couple Relationships .InJ . Cassidy & p. R. shaven (Eds). Handbook of Attachment theory,Reserch , and clinical applications .London, the cuilford press.

 -Sanchez. R . Cacers .H. Gomez . D(2002). Suicidal ideation among university adoleseents : prevalence and factors Biomedica 22(2)407-16

 

-Zacharakis,C.A.; Madianos, M.G.; Papadimitriou, G.N. & Stefanis, C.N. (1998). Suicide InGreece1980-1995: Patterns & Social Factors. Journal Psychiatry Epidemiology, 33, 471-476

 - American

 

 



[1] if !supportLists

[2]  Elliot

[3]  Russo

[4]  Kulgran